....

 

اگه فاصله افتاده

اگه من با خودم سردم

تو کاری با دلم کردی

که فکرشم نمیکردم

چه آسون دل بریدی از

دلی که پای تو گیره

که ازین بدتر هم باشی

واسه تو نفسش میره

نمی ترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه

همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیک تر میشه

تو رو دست خودش دادم

که از حالم خبر داره

تا از تو چشماشو یه لحظه بر نمیداره...

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خ

در یک غروب سرد زمستانی، پیرمرد دنیا دیده ای همانطور که در حال قدم زدن بود، مرد جوانی را دید که از نرده های یک پل به پایین خیره شده و قصد دارد خود را به دورن رودخانه خروشان بیاندازد. پیرمرد لحظه ای درنگ کرد و سپس با خونسردی روی پل کمی دورتر از پسر جوان، به نرده ها تکیه داد و همانطور که به غرش خشمگین رودخانه نگاه می کرد، بی آنکه پسر جوان را مخاطب قرار دهد، با صدایی که مطمئن بود پسر آن را خواهد شنید، شروع به حرف زدن کرد: دلم می خواهد خود را در این رودخانه خروشان غرق کنم تا از مشکلات زندگی راحت شوم. اما تا چند دقیقه دیگر شب می شود و من هم از تاریکی می ترسم. هوا هم سردتر می شود و من هم از سرما متنفرم. خفگی در آب هم وحشتناک است چون همیشه از خفگی می ترسیدم. حالا که خوب فکر می کنم می بینم اگر من بر ترسم از تاریکی، سرما، خفگی و مرگ می توانم غلبه کنم، پس حتما قادرم بر مشکلات زندگی هم پیروز شوم. پیرمرد بعد از چند لحظه با قدم هایی آهسته به راهش ادامه داد. در حالیکه پسر جوان که از حرفهای پیرمرد به فکر فرو رفته بود، از تصمیم خود منصرف شد و با سرعت خود را ب

دکترچه

گفتم بدون کامنت، در نرم[نیشخند] سلام به سال بالایی(شدیدا سال بالایی) عزیز!!!![چشمک]

دکتر خانوم

سلام .عجب شعر رومانتیک و غم انگیزی بود[گریه]

دکتر نوید

سلام دکتر جان... اسم وبلاگ جدیدم... یک اندیشه هستش...

یک کلاس خوب

سلام. خسته نباشید. خودم را در کوچه تنهایی گم کرده ام تا شاید تو مرا صدا بزنی تویی که دوستت دارم، مثل هیچکس دیگری، مثل بی مانندی خودت، من منتظر یک پگاه ناگاه هستم. مثل آسمان، در آرزوی دوبال و مثل پرنده، در امید آفتاب... خدایا! مرا به آسمان بر. من خیلی وقت است دلم زمینگیر شده... ماه مبارک رمضان مبارک باد.[گل] بعد از مدت ها یک کلاس خوب به روز شد و منتظر حضور گرم و بهره بردن از نظرهای ارزشمند و سازنده شماست. شاد باشید.یاعلی. (شاگرد اول)